X
تبلیغات
سیله

سیله

وجه تسمیه

خرید وفروش یا داد وستد

خرید وفروش بیشتر بصورت پایاپای بوده پولی نبوده که با ان داد وستد کنند روایت می کنند که در زمان قدیم وقتی می خواستند مثلا گوشت تهیه کنند گاوی را که معمولا(ورزا بوده=گاوی که مدتی شخم زده ودیگر نمی خواهند از آن استفاده کنند) می کشتند وبصورت پای حیوانی بنام کهره(بزغاله) بصورت شراکتی می کشتند وگوشت آن را بین اهالی تقسیم می کردند وزمانی که در پاییز خرمن ها را برداشت می کردند براساس تقسیمی که انجام داده بودند قیمت گاورا پرداخت می کردند پس خانواده ها بدون پول می توانستند حتی یکسال زندگی کنند ولی انون بدون پول حتی لحظه ای نمی توان زندگی کرد .پس خوشا بحال آن مردان با صفا که زود تمام شد آن روزگاران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 1:24  توسط کرامت اله برزویی  | 


http://s5.picofile.com/file/8106970684/DSC02297.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 17:13  توسط کرامت اله برزویی  | 

عزاداری در سیله

http://s4.picofile.com/file/8100160834/IMG_0420.jpghttp://s4.picofile.com/file/8100161600/IMG_0417.jpghttp://s4.picofile.com/file/8100162500/IMG_0423.jpghttp://s4.picofile.com/file/8100161200/IMG_0441.jpg 

http://s4.picofile.com/file/8100165668/IMG_0438.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 13:51  توسط کرامت اله برزویی  | 

کوه سرخ سیله


 کوه سرخ سیله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 22:58  توسط کرامت اله برزویی  | 

مراسم عید در ایل سیله

بزرگان روستا برای فرزندان خود تعریف کردند که اهالی روستا ومردمان ایل صداقتی خاص با هم داشتند وبه همدیگر بسیار احترام می گذاستند مخصوصا به بزرگترها از صداقتی که داشتند می گویند روز عید که می شد اکثر خونه ها در دل زمین کنده شده بود یا طوری بود که به راحتی می توانستند به پشت بام دیگری روند یا خونه ها حیاط یکی پشت بام دیگری بود .وکسی که عید گردی می کرد شال بزرگی داشت که از بالای خونه (دریچه)روی پشت بام شال را رها می کرد وبا اواز بلند می گفت  (هی شال اووید)شال اومد سال نو مبارک وصاحب خانه نیز مقداری قند یا نبات یا چیز دیگری  به عنوان عیدی در ان شال می گذاشت ومی گفت سال شما هم مبارک واین شال را بالا می کشید وهمین طور در خانه های دیگر اجرا می شد البته از خانه یزرگ ده شروع می شدعرض کردم قدر هم را می دانستند وبه بزرگترها احترام می گذاشتند وبعضی از افراد که شوخ طبع بودن زمانیکه شال می امد پایین از دریچه ذغالی  اتشی در شال فرد بی نوا می گذاشتند وتا شال بالا می رسید دمار از روزگار شال در می امد وسوخته بود وخنده از هر دو طرف بلند می شد.مردمان ان زمان جدا فرشتگانی بودند که دیگر برگشت زمان غیر ممکن است ( یاد باد آن روزگاران یاد باد)

امروزه با توجه به اینکه نعمت فراوان است ولی کو ان عقیده های مخلص وکو ان مردان فامیل خواه وکو ان احترام های بزرگ وکوچک هر گاه کسی کاری داشت همگی به کمک او می رفتند وبا همکاری هم مشکلات را بر طرف می کردند هر روزشان عید بود وعید شان هرروز صلح وصفای داشتند در ان خانه های گلی بی الایش خداوند روح تمامشان را رحمت کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 18:54  توسط کرامت اله برزویی  | 

مطالب قدیمی‌تر